تبلیغات
Fanaei Blog - سفرنامه TGC 2017
پنجشنبه 22 تیر 1396  12:03 ب.ظ
توسط: . فنائی

همایش بازی های ویدئویی تهران یا Tehran Game Convention قرار بود همایشی باشه با حضور همه فعالان گیم ایران و ده ها کمپانی و فعال معتبر گیم در سطح جهان که در 15 و 16 تیر ماه 1396 برگزار می شد. علاوه بر اون قرار بود خیلی از کمپانی ها و بازی سازهای مستقل، غرفه های نمایشگاهی داشته باشن و حتی به بعضی از بازی سازهای مستقل، غرفه رایگان هم داده می شد، ولی از اونجایی که علاقه ندارم مدیون کسی بشم بعدا، درخواستی هم برای غرفه ندادم! یه مسابقه هم برای انتخاب بهترین های گیم ایران برگزار می شد که اون هم تجربه ثابت کرده بود که گرچه بازی من بین گیمرهای ایرانی تا حدود کمی محبوب هست، ولی داور پسند نیست! واسه همین اصلا بازی رو برای این مسابقه ارسال نکردم.

مهدی فنائی mahdi fanaei tgc2017

[ ادامه در ادامه مطلب ]

با این اوصاف، باز هم همه چیز اونقدر هیجان انگیز به نظر می رسید که حتی من هم که معمولا توی همچین همایش ها و نمایشگاه هایی شرکت نمی کنم، حاضر شدم نیم میلیون فقط برای پول بلیت رفت و برگشت به تهران هزینه کنم. قضیه هتل و اسکان رو هم قرار شد بنیاد ملی بازی های رایانه ای، برعهده بگیره.
یک روز مونده به شروع همایش، بنیاد اعلام کرد که برای هر شب اقامت در هتلی که براتون در نظر گرفتیم، 30 هزار تومان واریز کنید. هزینه رو واریز کردیم، به امید اینکه با این همه بودجه ای که برای این همایش در نظر گرفته شده، حداقل اگر هتلی مثل مهمان های خارجی برامون رزرو نمی کنن، یه هتل آبرومند درنظر گرفته باشن.
رسیدم تهران و همراه دوست عزیزم «مسعود خلیفه» رفتیم سمت هتل. ولی هتل یک ستاره بود که هیچ، بهم گفتن باید با 2 نفر دیگه توی یه اتاق باشید! حقیقتش خیلی ناراحت و عصبانی شدم از این اوضاع. فقط اتاق رو تحویل گرفتم و از اونجایی که نمی دونستم چه کسان دیگه ای قراره بیان توی اون اتاق، وسایلم رو نگذاشتم اونجا.



طبق عادت همیشگی، اول رفتم دفتر «میثم قربانی» که چند سال پیش با هم وبسایت گیم ایمگ رو راه انداخته بودیم (که الان شده vgmag.ir). چند تا دیگه از بچه های گیمر و بازی ساز هم بودن و کلی از دنیای گیم حرف زدیم و خندیدیم و مثل همیشه خوش گذشت.
شب که برگشتم هتل، قبل از باز کردن در اتاق، توقع دو تا هم اتاقی نچسب رو داشتم و توی دلم دائم به بنیاد حرفای ... خوب میزدم! اما در رو که باز کردم، دو تا جوون رو دیدم که گرچه ظاهرا من رو می شناختن ولی من تا حالا ندیده بودم شون. وقتی تا ساعت 1 شب با این دو تا بازی ساز اراکی هم صحبت شدم، با خودم گفتم این فیض اجباری، چندان هم بد نبود ها!
کلی از سختی ها و تلاش هاشون برام گفتن و خیلی ناراحت شدم از اینکه با این همه زحمت، هنوز اونجایی که میخواستن برسن، نرسیده بودن. واقعا موفق شدن توی دنیای گیم، علاوه بر تلاش، به خییییلی چیزهای دیگه هم نیاز داره که باید به همه جزئیاتش فکر بشه.
صبح روز بعد برنامه «کارپینو» رو باز کردیم (یه چیزی تو مایه های اسنپ هست، ولی متعلق به تاکسیرانی تهرانه) تا با تخفیف ویژه نمایشگاه، بریم به سالن همایش های صدا و سیما، ولی کد تخفیف کار نمی کرد و همه ی کرایه تاکسی رو از جیب دادیم!

مهدی فنائی mahdi fanaei مهدی بهرامی tgc2017

وقتی رسیدیم داخل سالن همایش، از اونجایی که هنوز هیچ خبری نبود، رفتیم توی بخش غرفه ها و اولین چهره آشنایی که دیدیم، «مهدی بهرامی» بود که داشت تلویزیون غرفه اش رو راه مینداخت. (ظاهرا گرچه غرفه رو رایگان به بازی سازهای مستقل داده بودن، ولی برای تلویزیون دوباره ازشون یه هزینه ای گرفته بودن) خلاصه از دیدن مهدی بهرامی خیلی خوشحال شدم، چون سال ها از دور با هم در ارتباط بودیم و اولین بار بود که فیس تو فیس! می دیدمش. مهدی پسر بسیار با استعداد و گلی هست و ما هم از اخلاق خوبش سو استفاده کردیم و این چند روز هر وقت بیکار می شدیم، غرفه اش رو با دوستان اشغال می کردیم!
از ساعت 9 صبح تا 6 عصر، دائما چندین کنفرانس مختلف بصورت هم زمان در سالن های متفاوت برگزار می شدن و برنامه ریزی برای حضور در اونها سخت بود. اولین کنفرانسی که در اون شرکت کردیم، سخنرانش «ولفگانگ واک» بود و درباره اخلاقیات در گیم قرار بود صحبت کنه. اما صداش به شدت ضعیف، کم رمق و غیر روون بود و نمیشد به راحتی حرف هاش رو فهمید. سعی کردیم به صدای مترجم همزمان گوش بدیم، ولی ترجمه هم واقعا خیلی بدتر بود! خلاصه یکی یکی وسط اون کنفرانس زدیم بیرون!

Ben kuchera tgc2017 tehran

اما کنفرانس بعدی که شرکت کردیم، متعلق به «بن کوچرا» از سایت Polygon بود. حرف هاش و نحوه سخنرانیش فوق العاده عالی بود. بن درباره این می گفت که وقتی بازی تون رو برای یه منتقد می فرستید، فقط به دنبال منافع خودتون نباشید و ببینید گیم شما چه داستان جالبی برای خواننده های اون سایت یا روزنامه ای داره که منتقد براش کار میکنه و آیا اون مطلب میتونه خواننده ای رو جذب کنه؟

tgc2017

یه کنفرانس هم شرکت کردیم که متعلق به نماینده یه ناشر ترکیه ای بود. از اول تا آخر همایش فقط تریلر بازی های کمپانی شون رو پخش کردن و از اونجایی که چشم تو چشم طرف نشسته بودیم، نشد رفع زحمت کنیم از حضورش! کلی هم به در بسته خوردیم! تا می اومدیم خودمون رو به کنفرانس مورد نظرمون برسونیم، می دیدیم که سالن پر شده و تا بر می گشتیم که بریم یه کنفرانس دیگه که شاید طالب کمتری داشت، باز هم به یه در بسته دیگه می خوردیم! خلاصه امیدوارم برای دور بعدی همچین همایش هایی، آمارها تحلیل بشه و واسه کنفرانس هایی که طرفدار بیشتری دارن، سالن های بزرگتری انتخاب بشه.

mahdi bahrami مهدی بهرامی tgc2017

آخرین کنفرانسی هم که واقعا ازش لذت بردم، کنفرانس مهدی بهرامی بود. یه شروع طنز داشت تا حاضرین جذب صحبت ها بشن و در ادامه از تجربیات و بازیش گفت که واقعا برام جالب بود. البته از اونجایی که اکثر شرکت کننده ها، کنفرانس های خارجی رو ترجیح می دادن، قبل از شروع کنفرانس، با مهدی درباره تعداد کم شرکت کننده ها شوخی می کردیم. ولی سالن برخلاف بعضی دیگه از کنفرانس های ایرانی، کامل پر شد و فکر میکنم همه هم ازش لذت بردن.

مهدی فنائی mahdi fanaei tgc2017

جاتون خالی بعد از روز اول همایش، با وجود خستگی زیاد و کمبود خواب، با مهدی بهرامی و مسعود خلیفه، بام تهران هم رفتیم که حسابی خوش گذشت. کلا جنبه حرفه ای این همایش از یه طرف لذتبخش بود ولی هم نشینی و هم صحبت شدن با بازی سازهای خوب و قدیمی، لذتی چند برابر داشت.
راستی ولفگانگ واک که از پای سخنرانیش بلند شدیم، بعدا ما رو دید و درباره بازی هامون باهاش صحبت کردیم، البته احتمالا اگه می فهمید سخنرانیش رو ترک کردیم، اصلا تحویل مون نمی گرفت! (شوخی میکنم).
بین این کنفرانس ها و توی زمان های استراحت کلی از دوستان قدیمی رو دیدم. البته خیلی ها هم سلام می کردن و متاسفانه من نمی شناختم شون. ولی بدتر این بود که خیلی از بازی سازها رو می شناختم ولی فقط چهره شون رو به یاد می آوردم و سعی می کردم جوری احوالپرسی کنم که متوجه نشن، اسم شون رو یادم رفته! کلا حافظه ام برای به یاد سپردن اسم ها خیلی ضعیفه. بدتر اینکه من معلم هستم و این مشکل رو با حفظ کردن اسم دانش آموزهام هم دارم!
توی این چند روز، کلی از بازی سازها رو دیدم که می گفتن از بازیم لذت بردن یا الگوشون بودم. گرچه شنیدن همچین حرف هایی لذت بخشه ولی واقعیت اینه که لیاقت همچین تعریف هایی رو ندارم. البته کلی هم انتقاد شنیدم و سعی کردم انتقادها رو با آرامش گوش بدم.

into the coffin tgc2017

توی این ساعات استراحت، سری هم به غرفه های مختلف زدیم و یکی از بازی هایی که به شدت جذبم کرد یه بازی مستقل بود به اسم «Into the Coffin» از دو برادر ایرانی که توصیه میکنم حتما پیگیر خبرهاش باشید.

live tv tycoon انگاره

اختتامیه همایش هم همونطور که از قبل هم می تونستم پیش بینی کنم، با موفقیت بازی هایی همچون «انگاره» و «Live TV Tycoon» همراه بود. به همه شون دوباره تبریک میگم و خیلی خوشحالم که این همایش به شکل آبرومندانه ای برگزار شد و خارجی های شرکت کننده در همایش رو شگفت زده کرد.
شب که برگشتم هتل، بهم گفتن که دوباره اتاق رو عوض کردن و باید برم یه اتاق 5 نفره! با خودم گفتم خدا بخیر کنه، یعنی با چه کسایی این بار هم اتاقی شدم؟! تا در اتاق رو باز کردم، چند تا صدا همزمان گفتن: «اوووووه! آقااای فنااااائی!» و تا ساعت 3 صبح، با 4 تا دیگه از بازی سازای خوب مون آشنا شدم و کلی حرف زدیم و لذت بردم از بودن در کنارشون.



Yeki
شنبه 25 آذر 1396 01:52 ق.ظ
سلام برو اون اباژور رو روشن کن رمزش روی دیوار اون نقشه ای رو هم که برات نشون میده بردار راستی وسط یه چیزی هست اصلا نتونستم بخونم شانسی زدم اخرش ۲بود سینای بدخط یادم رفته البته شاید ۵۱۲۴ بوده باشه شایدا اقایفنایی سخته بازیتون اخه تاحالا به هر دختری دادم نتونسته بازی رو انجام بده اونیم که دیگه رکوردو زده بود فقط تونسته بود اون در رو باگرز بشکنه
محمد حسین رحیمی
یکشنبه 2 مهر 1396 07:26 ب.ظ
سلام اقای فنایی من ۱۱ سالمه و یک مشکل دارم تو اپیزود ۴ من تو اول بازی همه کارا رو انجام دادم و رسیدم به یه شیشه دستمو گذاشتم رو شیشه یه رمز اومد ۴۱۱۴۸ رو زدم باز شد بعد دیدم که یه زیرزمینی داره رفتم تو زیرزمین سوییچ و کلت و نقشه رو برداشتم یه صندوقی بود رمز ۴۱۱۴۸ رو زدم بازنشد اگه رمزش رو بم بگین بینهایت ممنون میشم
محمد حسین رحیمی
یکشنبه 2 مهر 1396 07:21 ب.ظ
سلام اقای فنایی من ۱۱ سالمه و یک مشکل دارم تو اپیزود ۴ من تو اول بازی همه کارا رو انجام دادم و رسیدم به یه شیشه دستمو گذاشتم رو شیشه یه رمز اومد ۴۱۱۴۸ رو زدم باز شد بعد دیدم که یه زیرزمینی داره رفتم تو زیرزمین سوییچ و کلت و نقشه رو برداشتم یه صندوقی بود رمز ۴۱۱۴۸ رو زدم بازنشد اگه رمزش رو بم بگین بینهایت ممنون میشم
Yeki
پنجشنبه 16 شهریور 1396 12:40 ق.ظ
اقای فنایی تابلو یی که میگم از داوینچیه همون شام اخره اخه همون طور که قطعا میدونید این مجسمه بز که توی دست چپش یه اسلحه هست دقیقا به حالت دست چپ نفر دومی از سمت چپ تابلو ازسمت راست بیننده هست و دست راستش که خالیه با انگشت اشاره رو به اسمون اشاره میکنه که این حالت دست درشخص کنار شخصی که در این تابلو به حضرت مسیح معروفه ازچپ حضرت مسیح وازسمت چپ برای بیننده هست دیده میشه
Yeki
چهارشنبه 15 شهریور 1396 11:38 ب.ظ
وای ممنون اخه میدونید هر چی از نظرات رو خوندم هیچ کدوم دختر نبودن از جایی که معمولا دخترا روزی چند ساعت قبل از خواب رمان می خونن مخصوصا رمان های عاشقانه که واقعا وضع چنین رمانا خرابه راستش این رمانا کاری میکنن که دخترا کلا منطق رو بذارن کنار وتخیلی فکر کنن هر چی تحقیق کردم فهمیدم که اکثر افرادی که معدلشون به طور قابل توجهی کم شده درمورد همچین رمانهایی با دوستاشون حرف می زنن قطعا این کار دشمنامونه که ۲۴ ساعت فکر جوان های مارو به چیزی که می خوان مشغول کردن اولش این رمان رو می خواستم بنویسم تا شاید راه زندگی بیشتر این جوانها تغییر پیدا کنه ولی روزی دختر داییم بهم گفت که بایه نوشته راه زندگیه کسی عوض نمیشه وچرا دارم وقتمو تلف میکنم اولش باور کردم شاید هنوزهم باور دارم ولی جواب من توی این لحظه اینه که اگه قراره دخترا ۲۳ساعت به ماهواره یا رمان یاهر چیزی که دشمن می خواد فکر کنن بذار۱ساعت در روز به واقعت به خدا به درس به هر چیز خوب فکر کنن برای ما هنوزهم ۱ساعت ۱ساعته مثل بازی های شما که وقتی اقایون یا هرکس که این بازی رو انجام میده به چیز خوبی که شما میخواید فکر میکنه من هنوز هیچ تجربه ای ندارم وکار کشته ای مثل شما نیستم پس میتونم با سپردن اونا به شما وکتاب های جالب وبه یکی دو نفراز طلاب تیرم رو رو به هدفم پرتاب کنم من فقط اینو بلد بودم که بتونم پاتوق دخترارو پیدا کنم وبا افرادی مثل شما اشنا کنم بقیش با متخصص هایی مثل شما که راهنماییشون کنید راستی لطفا اگه افرادی رو نیشناسید که بتونن کمکم کنن لطفا راهنماییم کنین واقعا ممنونم خیلی متشکرم ⚘⚘
پاسخ . فنائی : سلام. به هر هدفی میشه قدم به قدم رسید. فقط کافیه قدم اول رو بردارید. موفق باشید.
Yeki
چهارشنبه 15 شهریور 1396 09:23 ب.ظ
سلام به شما اقای فنایی معذرت می خوام نمیدونستم سرتون چقد شلوغه وگر نه سوالی ازتون نمی پرسیدم ولی می شه ازتون یه اجازه بگیرم راستش می خوام یه رمان بنویسم مثل بازی های شما ینی داستان شخصی که کم کم راه خدا رو در پیش میگیره از هر چیزخوبشو انتخاب میکنم و می خوام ازشون اسم ببرم وبه دخترا معرفی کنم و اون سوالمم بخاطر همین بود میشه از بازی شما بگم
پاسخ . فنائی : سلام. دقیقا متوجه منظورتون نمیشم، ولی ظاهرا مشکلی نیست. موفق باشید.
Yeki
یکشنبه 12 شهریور 1396 01:57 ق.ظ
ببخشید میدونم چنین بازی وچنین علامت هایی بدون هدف نیست می‌‌‌خوام بدونم هدفتون چیه راستی یه سوال دیگه چرا همه مخاطباتون اقان چرا دخترا جذب این بازی نمی‌شن راستش میدونم که برای مبارزه با شیطان پرستیه ولی تویه این کلیساهمه پدر رو می پرستن در حالی که مسیحی هاهم کلیسا دارن وپدر نمی پرستن بهتر نبود فرق این کلیسا رو با بقیه میگفتین تاهمه بدونن که مسیح ها خدا پرستن با اینکه بعضی از علامات اونا باهم مشترکه مثلا لئونارد تو یکی از تابلو هاش عکس خدای یا مجسمه بز رو کار گذاشته بود ینی شکل دستاشون رو بااون مجسمه یکی کرده بود یا ستاره شش پر یه جورایی مورد تایید حضرت سلیمان بود یعنی توی جنگ ها این شکل به صورت پرچم دیده میشد ولی اونا کافر نبودند وبلکه یکی از این افراد پیا مبر خدا بود اگه به این موضوع اشاره می کردید که اونا دارن از اعتقادات درست ما به ضررمون استفاده می کنن کمک شایانی به افرادی میکردید که مردد هستن با اینکه نه مسیح هستم نه یهود و اینم میدونم که کتاب این ادیان تحلیف شده ولی هنوز کار کاملا اشتباهیه که ما فکر کنیم کلیسا کلیساست راستی یه فرق بزرگ که فکر کنم باید سینا بهش فکر می‌کرد این بود اون کلیسا از اون جایگاه های مخصوص واون اتاق اعتراف ها نداشت اسم واقعی اون جایگاه واون اتاق هارو متاسفانه نمیدونم ولی وقتی فونوس گفت اینجا کلیسای خورشیده میشد از دلش بگذرونه راستی شما این بازی رو برای پسرا طراحی کردین واقعا ایا
محمد حسین قربانی
پنجشنبه 2 شهریور 1396 06:53 ب.ظ
آقای فنایی از شما به خاطر بازی های خوبتون ممنونیم.
میخواستم بگم اپیزوید 5 هیچوقت هیچوقت هیچوقت ساخته نخواهد شد پس لطفا هی خواهش و تمنا نکنید فایده نداره
لطفا همه مخصوصا آقای فنایی به انجمن ما سر بزنید ما خیلی از راز های بازی و کشف کردیم چیزهایی که عمرا به ذهنتون برسه
لطفا عضو هم بشین
آدرس:
fgs.rozblog.com
پنجشنبه 5 مرداد 1396 09:47 ب.ظ
سلام آقای فنایی

میگم بهتر نبود شما اول 41148 نسخه اینگلیسی رو منتشر میکردید بعد رو پروژه جدیدتون کار میکردید ؟؟؟
پاسخ . فنائی : نسخه انگلیسی تقریبا آماده ست
علیرضا عزیز
چهارشنبه 4 مرداد 1396 02:41 ب.ظ
موفق باشید آقای فنایی
محمدرضا شهبازی
چهارشنبه 4 مرداد 1396 11:47 ق.ظ
جناب فنایی سلام
من از طرفدارای همه نسخه های بازی هاتون و مقاله هاتون هستم تو زمینه طراحی وب کار میکنم اگه شما مایل باشید خوشحال میشم یک وبسایت کامل واستون طراحی کنم
هر امری بود درخدمتم
پاسخ . فنائی : سلام. نیازی نیست دوست عزیز، سال ها در این زمینه فعالیت داشتم. موفق باشید
محمد
سه شنبه 3 مرداد 1396 02:19 ب.ظ
آقای فنایی من صندلی داغ رو که شما مهمونش بودین دیدم (VGMAG) خیلی جالب بود
مصطفی
سه شنبه 27 تیر 1396 01:15 ب.ظ
با سلام عرض اقای مهدی فننایی
من دانش اموزتان هستم

من رشته کامپیوتر را انتخاب کردم
وبعد می توانم بازی بسازم در این رشته؟
پاسخ . فنائی : سلام. اطلاعی ندارم ولی بازی سازی رو بدون مدرسه و دانشگاه هم میتونید ادامه بدید. موفق باشید
اطلاعات گرجستان
یکشنبه 25 تیر 1396 06:16 ب.ظ
خیلی ممنون
رضا
شنبه 24 تیر 1396 04:13 ب.ظ
سلام اقای فنایی کل بازیهاتون عالی است مخصوصا سرزمین رویا.لطفا اپیزود 5 بازی رو هم بسازید.این خاسته زیاد ماست.ممنون
Saeedbri
شنبه 24 تیر 1396 12:30 ق.ظ
اسم اون هم اتاقیای آخری رو ننوشتیدا
یادتون رفت اسمشونو؟
مهدی
پنجشنبه 22 تیر 1396 10:26 ب.ظ
عاشقتم فنائی! :)
4bb48
پنجشنبه 22 تیر 1396 06:23 ب.ظ
موفق باشید
پویا
پنجشنبه 22 تیر 1396 02:14 ب.ظ
سلام اقای فنائی پس چرا محل نمیدید
من در حال ساخت یک بازیم و احتیاج دارم بعضی جاها راهنمایی بشم کی بهتر از شما اگه می تونستم ایدی تلگرام شما رو داشته باشم مشکل عمده من حل می شد
ولی یک سوال من واس بازیام چطوری صدا بسازم شما با چه برنامه صدا می ساختید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آخرین پست ها